Home
تماس با نویسنده از طريق يادداشت
نویسنده
sahm
لینک ها
-
گوشه ها و كنايه ها
Google News پرشين وبلاگ
وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوها

اشاره جلال الدین همایی به «بیت» میتواند راهنمایی خوبی برای ادامه بحث در باره «قالب» باشد. آنچه مطرح شده است این است که شعر باید شعر ترجمه شود و مسلمآ ترجمه شعر باید از فارسی بعربی یا بعکس در قالب «بحور پانزده گانه» یعنی بحر متقارب و بحر رمل و بحر مشاکل و غیره انجام گیرد و هنر اینست که مترجم شاعر شعری عربی را مثلآ در بحر متقارب عربی به همین بحر در فارسی ترجمه نمایند و منع شده است که ترجمه شعر عربی بفارسی یا بعکس بصورت «تحت الفظی» انجام گیرد. در زبان انگلیسی به «meaning» و «form» اشاره میشود. اگر «meaning» و «form» را به ترتیب «مضمون» و «قالب» در نظر بگیرم لازمست که «قالب» مورد شناخت قرار گیرد. اشاره همایی به «بیت» که میدانیم بصورت بحور مطرح میشود کمک میکند که مسأله «قالب» روشنتر شود.بحور پانزده گانه از «وتد» و «رسد» و قوافی و غیره بوجود می آید که بیشتر در حکم «نت های موسیقی» است و چیزی درباره نگارش بیان نمی کند. اینها ابزار آلات شعر اند. حال باید دید که در نثر دنبال چه باید بود.
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٥ - sahm
Perception يا ادراكات
ميزان تشخيص ما از محيط زندگي تابع فاكتور هاي متعددي است كه از ذكر آنها مگر
فاكتور «تمركز حواس» خوداري بعمل ميآيد. بعبارت ديگر ما حواسمان را روي نكات يا
وقايعي متمركز ميكنيم كه مورد علاقه ماست و بدين ترتيب غافل مي مانيم از ديدن
مشخصات ديگر. شايدحكايتي از سعدي در اين مورد مؤثر باشد. داستان از اين قرار است
كه يكي از ملوك عرب خواست بداند كه ليلي كيست كه بخاطر او مجنون چنان ديوانه شده است. دستور جلب ليلي صادر
ميشود. پس از يافتن ليلي، اورا «پيش ملك در صحن سراچه بداشتند. ملك در هيآت او نظر
كرد: شخصي ديد سيه فام و باريك اندام... مجنون بفراست دريافت گفت: از دريچه چشم
مجنون بايد در جمال ليلي نظر كردن...»
در واقع انسان همان چيزي را مي بيند يا ميشنود كه دلش ميخواهد،
حتي صورت ظاهري را هم يكسان نمي بينند. در دادگاههاي دنيا، هزاران شهادت مطرح شده
است كه بعد از مثلآ اعدام متهم معلوم شده است كه رآي دادگاه متكي به شهادت شاهدي
بوده است كه مبتلا به كوري رنگ ميباشد و مثلآ رنگ قرمز را نمي بيند در حاليكه
شهادت داده است كه فلان در آن روز لباسش بخون آلوده بود.
آنچه را حواس پنجگانه بصورت
منفرد و ساده به مغز منتقل ميكند «sensations » نامند
كه ما در اين متن آنرا «احساس ها» خواهيم ناميد. مثلآ احساس رنگ يا صدا يا گرما يا
فشار يا درد و غيره. از طرف ديگر آنچه را حواس پنجگانه بصورت مجموعه اي و متفقآ به
مغز منتقل ميكنند« perceptions» نام دارد كه ما در اين متن آنرا بصو رت قراردادي«ادراكات» خواهيم ناميد. مانند
«خانه» و امثال آن.
همانگونه كه اشاره شد،
«ادراكات» نيازمند حس بينايي و گاهي شنوايي و بويايي است. حال با توجه به اينكه
انسان هر چيز و هر صداو هر بويي را درك نمي كند و نمي شنود و نمي بيند، فرض براين
نهاده ميشود كه اداراكات ما در مورد اشياء فيريكي يكسان است. در اين فرض بطور ضمني
راه براي نابرابري ادراك در امور معنوي كه در اين متن معني متضاد فيزيكي را ميدهد باز
گذاشته ايم.
جلال الدين همايي در كتاب خود
بنام «فنون بلاغت و صنايع ادبي» در مورد ترجمه ميگويد: « بين شعرا و ادباي قديم
معمول بوده است كه مضمون شعري را از زبان عربي به نظم فارسي يا از فارسي به نظم
عربي نقل مي كردند.» شرطي كه در اين مورد مطرح شده اينست كه تمامي مفهوم و مضمون موجود
در يك بيت عربي يا فارسي در قالب يك بيت بيان
شود. در اين مبحث آنچه جلب توجه ميكند ذكر «مضمون» است و «قالب».
سيسروي يوناني و معرف حضور همگان (106-43 قبل از ميلاد)
ميگويد: ترجمه نوع «ليترال» دلالت دارد
بر كو ته بيني مترجم.
شخصت معروف ديگري بنام ناباكوف (1977-1899) ميگويد بدترين
ترجمه نوع «ليترال» هزاران بار ارجحيت دارد بر ترجمه هاي متكي بر «پارافريز».
شخيصت بازر ديگري بنام Belloc انگليسي (1958-1870) ميگويد: امكان ندارد كه بتوان مطلبي را بدون توسل به «پارافريز»
ترجمه كرد.
ادامه اين مبحث در صورتي امكان پذيراست كه مفاهيم كلي مذكور
در فوق يعني «مضمون» و «قالب» و «ليترال» و «پارافريز» بحد كفايت مورد شناخت قرار
گيرد.
توجه